خانهنشيني سازگار نبود. هرچند او سالها، حاكم بغداد بود. تطبيق توصيف او از قراقوروم با توصيف ويلهلم روبروكي جالب خواهد بود.
6. چيني. شرح كارهاي چينيان را در اين عصر، بايد با ذكري از قوبيلاي قاآن آغاز كرد كه در هر كار بزرگي سهيم بود. به فرمان او رود زرد تا سرچشمهاش در منطقهٴ كوكونور مورد پويش قرار گرفت، و هيئتهايي به جنوب هند، شرق افريقا، و ماداگاسكار فرستاده شد. همچنين، قبلاً ديديم كه ماركوپولو هم روانهٴ مأموريتهاي دوردستي گرديد، و در نتيجه از غرب تا يونان و تبت، و از جنوب تا برمه و كوچين ـ چينا پيش رفت.
غير از كاشفاني كه قوبيلاي به خدمت گماشت، دست كم چهار شخصيت برجسته جلوه كردند؛ و جهانگردي چينينان را در آن عصر، به پايهٴ جهانگردان لاتيني رساندند.
نخستين اينان چئانگ ته بود كه مَنگو او را در 1259، نزد هلاكو فرستاد؛ و بدين ترتيب، از قراقوروم به عراق سفر كرد. سپس يه ـ لوهسي ـ ليانگ در 1260 ـ 1263، آسياي مركزي را پوييد. سومي، چوتا ـ كوان بود كه در 1296، همراه هيئتي به كامبوج رفت. او به توصيف معابد شگفتانگيز آنگكور ـ وات پرداخت كه در واقع از آن زمان تا 1861، ناشناس ماند. وي شرح بسيار خوبي از عادات و رسوم كامبوجيان عرضه كرده است. بالاخره، بارصوما راهب نسطوري از پئي ـ پينگ به آسياي غربي و سپس به ايتاليا و ساير كشورهاي اروپا سفر كرد، بعد به بغداد بازگشت، و در 1293، در آن جا درگذشت. بارصوما نخستين چيني شناخته شده است كه به اروپاي غربي رسيده است.
كار چينيان در زمينهٴ جغرافياي رياضي اهميت خيلي كمتري دارد. با اين حال نوشتهاند كوشو ـ چينگ اخترشناس قوبيلاي دستيارانش را براي تعيين مختصات جغرافيايي به نقاط مختلف چين فرستاد.
خلاصه
مسلماً اين دوره از نظر جغرافيا يك عصر طلايي بود. بهتر است ببينيم، صرفنظر از آثار دست دوم يا قهقرايي، چه كارهايي صورت گرفت.
نخستين راهنامههاي دريايي معمولاً مربوط به اين عصر است، و دوران جديدي را در پيشرفت نقشهنگاري ميگشايد. نقشههاي متيو پاريس عليٰرغم ناپختگيشان آثار به يادماندني بودند. به نقشههاي متعدد ديگري اشاره شده ــ از قبيل نقشهٴ بيكن، ابوالفرج، قطبالدين ــ ولي از آن جا كه آنها به دست ما نرسيدهاند نميتوانيم درست ارزيابيشان كنيم.
تنها صاحبنظر جغرافيا در غرب بيكن بود، و در اين زمينه هم ماهيت پيامبرانهٴ خود را اثبات كرد. در مورد ساير آثار مربوط به جغرافياي نظري و رياضي بايد متوجه مسلمانان و